تبلیغات
♡فریاد یک مرد♡ - من با سایه ام حرف میزنم…

♡فریاد یک مرد♡

حسم ناب بود ولی طرفم گاو بود

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | قالب وبلاگ

من با سایه ام حرف میزنم…

 

من با سایه ام حرف میزنم…


وقتی میان این هیاهوی آدمها،کسی سراغی از وجود تنهاییم نمی گیرد!


با سایه ام حرف میزنم …


وقتی همه بدنبال خوشبختیِ خیالیِ خود روز را به شب سنجاق میکنند!!


وقتی که تنهاییِ سردِ من،


میان حجم خالیِ نبودنِ کسی


از یاد میرود….


وقتی که دیوار پشت سر،تنها تکیه گاه بی روح من است.


وقتی که تو به روزمرگی های تنهای من بی توجهی؛


من با سایه ام حرف میزنم…


وقتی که دهانم پراز حرف است و کسی نیست لقمه ای درد دل با من شریک شود!


وقتی که عید من با جای خالی از حضور کسی پر نمی شود…


من با سایه ام حرف میزنم…


میدانم به تراوشات ذهن خسته ام می خندی


بخند


آری بخند به نداشته هایم که تو برای داشتنش چشم بینایی نداری!!


بخند اما…


یادت باشه کنار تنهایی شب های من نداشته هایم را به رخ نکشی!!


♥ یکشنبه 29 بهمن 1391 ساعت 04:30 ب.ظ توسط ♡amirali♡ نظرات()